مطالعات رسانهاي: استراتژيهاي دربرگيري
اين مطلب هم يك پسزمينه براي مبحث كلاسهاي كارشناسي ارشداست:
رسانهها در چارچوب انتخاب و مقولهبندي (Paradigmatic) و تركيب و نقل كردن (Syntagmatic) عمل ميكنند. آنها در واقع رويدادها را در مقولات محتوايي ثابت خود ميريزند و در اين روند هم به شيوه خودشان اين رويدادها را تركيب و نقل ميكنند.
اما آنچه در اين مسير براي رسانهها مشكل ايجاد ميكند مي تواند در دو بخش قابل بررسي باشد:
- تمايزهاي مخاطبان
- و خود رويدادها [واقعيتها] كه قرار است خبر شوند.
اين درست است كه رويدادها بخشي از طبيعت هستند؛ اما انتخاب آنها براي تبديل كردنشان به خبر ممكن است الزاما يك انتخاب يا رويه طبيعي نباشد؛ همانطور كه شيوه روايت آنها هم ميتواند به طور طبيعي صورت نگيرد.
به اين مقولات فكر كنيد:
- آيا رسانهها آينههايي براي نمايش رويدادهاي پيرامون ما هستند؟
- آيا رسانهها به رويدادها شكل ميدهند؟
- آيا رسانهها كنش هستند؟
- آيا رسانهها سعي در كنترل واقعيتها دارند؟
- آيا ممكن است خبرهاي خبرگزاريهاي جهاني (يعني رويدادهاي واقعي كه رسانهاي شدهاند) بازتاب شرايط سياسي يا اقتصادي حاكم بر اين نوع صنايع رسانهاي باشند؟
-درباره ژانر در كلاس UK film حرف زديم؛ آيا ميتوان گفت كه رسانهها - به خصوص تلويزيون و سينما - ژانريك هستند و ژانر رويهاي فرهنگي است كه ميكوشد به طيف متون و معاني [كه در فرهنگ ميجوشد]؛ نظم ببخشد؟ (براي راحتتر توليدكردن محتوا توسط رسانه و راحتتر مصرف كردن همان مختوا توسط مخاطب)
* كمي درباره اين واژه تحقيق كنيد: mediality
* يك نفر را از كلاس UK media مشخص ميكنم تا برود درباره Glasgow University Media Group يك تحقيق مفصل انجام دهد و نتيجهاش را در كلاس ارائه كند