اسکیما
مفاهیم ارتباطی به زبان ساده
مفهوم واژه اسکیما (Schema) که جمع آن هم اسکیماتا (schemata) است؛ تا حد زیادی شبیه مفاهیمی است که در تئوری نسبت دادن مطرح کردم
اسکیما هم به مثابه یک نگره غالب ثابت که میشود گفت تا حدودی همان مدل و قالب ثابت ذهنی است؛ مثل تئوری نسبت دادن دنبال روشن ساختن این نکته است که انسانها چطور نسبت به یک دیگر قضاوت می کنند.
یافتههای ارتباطی در این باره هم حاکی از آن است که درک ما از دیگران یا آنچه به دیگران نسبت میدهیم؛ و در واقع قضاوت ما درباره دیگران ممکن است تحت تاثیر اسکیماتا یا کلیشههایی باشد که از قبل به عنوان پیش فرض در ذهن داریم.
مثال مناسبی که در این زمینه مطرح است دوچرخه سواری است. وقتی یکبار یاد میگیریم چطور سوار دوچرخه شویم و بدون افتادن پدال بزنیم؛ همیشه هنگام سوار شدن دوچرخه از همان اسکیما استفاده میکنیم. و سپس اگر به جای دوچرخه سوار موتورسیکلت شویم از اسکیمای دوچرخه برای حفظ تعادل خود بر روی موتورسیکلت استفاده میکنیم؛ به علاوه یادگرفتن چند مهارت تازه مثل کلاچ گرفتن برای تعویض دنده و ...
حالا اجازه بدهید مثالی بزنم. اگر اسکیمای شما در باره کت و شلوار (لباس رسمی) منفی باشد؛ این اسکیما باعث میشود که آدمهای کت و شلوار پوش همگی منفی بشوند و احتمالا همه اسپورت پوش ها مثبت!
نکته اینجاست که اگر اسکیماتای خود را برای ارتباط با افراد جدید کنار نگذاریم؛ و به عبارت بهتر با اسکیماتای ثابت به سراغ افراد متغیر و متفاوت برویم؛ آنگاه اسکیماتا؛ نه تنها به عنوان مانع ارتباط عمل میکند؛ بلکه افراد را هم می رنجاند.